أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
94
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
نه بلبل بر گلش تسبيح خوانى است * كه هر خارى به تسبيحش زبانى است و گفتهاند كه پوست گاوى در خانه وى بود كه در تابستان و زمستان به آن بسر ميبرد « 105 » و خادم وى استاد ابو بكر ميگويد يك بار بيست روز طعام نخورد « 106 » پس گفتم يا شيخ اگر اجازت باشد طعامى از بهر تو بياورم « 107 » گفت نه گفتم ميترسم كه ضعيف شوى چون اين سخن بشنيد هاونى « 108 » سنگى بزرگ نهاده بود گرفت و بر
--> ( 105 ) - نظر باينكه مترجم مطلب را باجمال برگزار و ترجمه كرده است عين عبارت شد الازار نقل مىشود : و قيل لم يكن فى بيته الا جلد بقره عليها قرناها فكان فى الصيف ياخذ بقرنيها فيمد الى الصحن فاذا كان الشتاء ياخذ بهما فيمدها الى تحت السقف . ( 106 ) - مد : بيست و چند روز طعام نخورد - لم ياكل عبد الرحيم مرة نيفا و عشرين يوما من الطعام . ( 107 ) - جها : يا شيخ اجازت باشد كه طعامى از براى تو بياورم . ( 108 ) - مد : جاروبى - و كان عنده جاون كبير ( متن شد الازار ) . چنين است در هر سه نسخه ( يعنى جاون بجيم و الف و واو و نون ) . در ترجمه كتاب حاضر بتوسط پسر مؤلف عيسى بن جنيد ص 36 در ترجمه اين عبارت بجاى اين كلمه ( هاون ) نوشته و بدون هيچ شبهه بقرنيه سياق حكايت مراد از اين كلمه همين معنى بايد باشد يعنى هاون معروف كه در آن چيزها مانند فلفل و نمك و غيره نرم كوبند و نرم كنند ولى با فحص شديد در جميع كتب لغت عربى و فارسى بچنين كلمه غريب يعنى جاون بجيم بمعنى هاون با هاء برنخورديم ، در عربى هاون را منحاز يا مهراس گويند و خود كلمه هاون را نيز به همين تلفظ امروزه يعنى بفتح واو و نيز بضم واو و نيز به دو واو بر وزن صابون ، استعمال كنند . در فارسى به غير خود كلمه هاون كلمه جواز بضم جيم و در آخر زاء معجمه نيز به همين معنى است ولى جاون را چنان كه گفتيم در هيچجا نيافتيم احتمال ميرود كه جاون ( بر فرض صحت نسخه ) لهجه محلى شيرازى قديم بوده بجاى هاون يا آنكه لغتى ديلمى بوده بجاى همان كلمه هاون چه مخفى نماناد كه تقريبا تمام اين شرححال چنان كه مؤلف صريحا باسم و رسم از او نقل نموده بقلم ابو الحسن ديلمى صاحب مشيخه فارس و سيره شيخ كبير است . سپس علامه قزوينى در اضافات و حواشى شد الازار چنين مىنگارد : حاون ، در اين حاشيه گفتيم كه بقرنيه سياق عبارت متن و نيز بقرنيه ترجمه كتاب حاضر بقلم پسر مؤلف ص 36 كه در آنجا بجاى جاون ( هاون ) مرقوم است احتمال ميرود كه اين كلمه يعنى جاون لهجه محلى شيراز بوده بجاى هاون و بعبارة اخرى همان كلمه هاون است كه در آن لهجه هاء او بجيم بدل شده است . بعدها كه از چند نفر از اهالى مطلع شيراز جداجدا سؤال كردم كه هاون را بلهجه شيرازى چه ميگويند و همه بدون تأمل و بدون اختلاف گفتند جوقن ( بجيم مضموم -